حیا در حیات

هوالحی

این بار در باب "حیا" می نگارم

حیا، قانون است.این قانون، رهنمون دوستان پاکیزه ی پاکیزه طلب است. طلب حیا برای طالب آن مقدمه پاکیزگی است. پاکیزگی مومن در طلب حیا در حیات است.

حیا در حیات موجب تازگی است و اگر هدایت شده باشد موجب جذب دانش و بروز خلاقیت های متنوع در امورات شغلی و زندگی می شود. حیا متفاوت از شرم و خجالت است. حیا دارای ماهیت پیشگیرانه مثبت است. یعنی عنصر اختیار در مقوله حیا پر رنگ تر از عنصر ترس و اجبار است.

به نظرم می رسد حیا می تواند بسترساز دریافت و رسوب دانش ضمنی در افراد شود. حیا می تواند موجب جذب دانش به سمت افراد شود.

به نظرم می رسد سر منشا حیا بینش انسان است که در گرایش ها و منش های او متجلی می شود. یعنی مقوله حیا برخاسته از یک همگونی و هماهنگی میان بینش و منش و گرایش فرد است. حیا منتج از هماهنگی و تناسب این سه مقوله است. علت این سخن این است که حیا رابطه ای معنادار و ماهوی با ایمان دارد. و ایمان یعنی تناسب و هماهنگی میان بینش و منش و گرایش انسان با فطرت انسان.

به نظرم می رسد حیا یک مقوله "فرا استراتژیک " برای مدیریت یک جامعه است. کم رنگ شدن حیا موجب کم رنگ شدن شرم و کم رنگ شدن شرم موجب کم رنگ شدن ترس خواهد شد. اما این سخن مطلق نیست یعنی در این سخن "رابطه اگر و تنها اگر" برقرار نیست

/ 0 نظر / 21 بازدید