چون دانش موجود است پس جریان دانش موجود است

هوالوجود

این بار از "موجود بودن دانش" می نگارم

وجود، مشهود است. یا ملموس است یا محسوس و یا در طیفی از این دو. وجود، هست. هستی همان وجود است پس هست. به عبارت دیگر هستی هست یا هستی هستی است و اشیاء موجوداند. اقسام مشهودات در هستی عبارتند از: جماد، نبات، حیوان، انسان و دانش.

بدون شک میان انسان و انسان دانا تفاوت وجود دارد. آنچه که انسان دانا را از انسان منفک می کند، دانایی (دانش) است. بنابراین دانش باید وجود داشته باشد که انسان با دریافت و اختصاص آن به خود، مقام خود را به انسان دانا ارتقاء دهد.

دانش، وجود محسوس است و می توان بودن یا نبودن آن را حس کرد. می توان مجهز بودن یک موجود به دانش را فهمید. می توان میزان مجهز بودن یک موجود به دانش را درک کرد.

 وقتی که  بپذیریم دانش، به عنوان یک موجود مستقل در هستی وجود دارد بنابراین می توان چند نتیجه گرفت:

  • دانش را می توان تربیت کرد و رشد داد. دانش دارای استعداد پرورش است. تفکر نقادانه از لوازم تربیت دانش است
  • دانش می تواند جریان بیابید. به عبارت دیگر، اگر بپذیریم که دانش، وجود دارد (هست) پس می توان به آن تحت عنوان جریان دانش نگریست. 
  • وقتی بتوان ایده جریان دانش را پذیرفت بنابراین می توان به این جریان نگاهی سیستماتیک (نظام مند) داشت و می توان عنوان سیستم جریان دانش را مطرح کرد (باید دقت داشت امکان دارد سیستم مدنظر ما سیستم نرم یا سیستم نیمه سخت یا سیستم سخت باشد)
  • وقتی دانش می تواند جریان بیاید بنابراین می توان آن را مدیریت کرد. برآیند مطالب مذکور این است که سیستم مدیریت جریان دانش (Knowledge Flow Management System) قابل تحلیل، طراحی و پیاده سازی است.
  • سیستم مدیریت جریان دانش می تواند در یک طیف انسانی تا ماشینی منعطف باشد. یعنی می توان سیستم های مدیریت جریان دانش کاملاً انسانی تا کاملاً ماشینی هم داشت.
  •  پیوند خوردن مفهوم جریان دانش و مفهوم هوش مصنوعی می تواند موجب پیدایش سیستم های مدیریت جریان دانش هوشمندتر شود.

و در خاتمه اینکه احتمالاً وب 4.0  (وب هوش یا Smart Web یا وب همه جا حاضر یا Ubiquitous Web) محیط مستعد ظهور، رشد و بهره برداری از سیستم های مدیریت جریان دانش خواهد بود.

/ 1 نظر / 13 بازدید