دانشگاه پیام نور مرکز آمل

 باسمه تعالی

 

دانشگاه پیام نور آمل بعد از دانشگاه پیام نور دماوند دومین "دانشگاه پیام نوری" است که در آن تدریس کرده ام.  بنده در بازه زمانی سال 87 تا 89 در این دانشگاه تدریس داشتم. سختی های زیادی برای آمدن به آمل متحمل شدم. یادم هست برای اینکه ساعت هشت صبح به کلاسم برسم از ساعت 4 صبح بیدار می شدم و از تهران به سمت آمل راهی می شدم و بعد از یک روز تدریس فشرده ساعت 8 یا 9 شب همان روز به تهران بر می گشتم. اما تمام این سختی ها به ثواب و لذت معلمی می ارزید و راضی ام.

 

هیچ وقت سادگی و "سبک حرف زدن های دلنشین شمالی ها" یادم نمی رود. مخصوصا لغت "که" که تقریبا همیشه آخر حرف هایشان بود.

 

خاطرات خوشی از این دانشگاه دارم. بالاخص که صبح ها قبل از ورود به دانشگاه در خیابانی قدم می زدم که معطر به عطر شبنم های صبحگاهی بود. آمل برای من یادآور دوران شیرین و تلخ دانشجویی نیز بوده است. آمل برای من یکی از نقاط عطف زندگی ام بوده است و شاید یک نقطه جهش.

 

به دانشگاه پیام نور آمل علاقه مندم چون اولا اصالتا شمالی ام و ثانیا بخش ارزشمندی از دوران جوانی ام (دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی ناپیوسته) را در آنجا گذرانده ام و ثانیا دوستان و فامیل های زیادی در این شهر دارم

 

دانشجویان پیام نور آمل یکی از درس خوان ترین دانشجویان بنده بوده اند که هر چه به آنها سخت گرفتم باز پا به پایم آمدند و درس خواندند. از دانشجویان آمل راضی ام چون زحمتکش هستند. یادم هست با اینکه خیلی به سختگیری هایم گله می کردند اما نهایتا نمرات راضی کننده ای نیز گرفتند و این نشانه زحمت های آنهاست.

 

همچنین دانشجویان پیام نور آمل خوش سلیقه هم هستند. شاید علت این امر فضای سرسبز شمال است. نشانه این خوش سلیقه ای در جریمه هایی بود که آنها را می کردم

 

به هر حال برای تمام دانشجویان و همکاران قدیمی و  گرامی ام در دانشگاه پیام نور آمل آرزوی موفقیت روز افزون می کنم و امیدوارم به فضل خدا هر روز موفق تر از دیروز باشند

 

یاد خاطرات آمل به خیر

/ 0 نظر / 7 بازدید